سروده: راشدانصاری
کد خبر: ۷۴۳۲۴۳
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۹:۴۰ 10 May 2019

چيزهایی را كه من با چشم خويش ،

ديده ام در شهر ! آيا ديده ای؟

زشت و زيبا هر كجا باشد، ولی
زشت ها را گاه يک جا ديده ای؟

آدمی مسوول با قولی درست،
اتفاقی اين طرف ها ديده ای؟

بر سر تقسيم بيت المال، گاه
عده ای را حین دعوا ديده ای؟

در ميان سفره ی بی چاره ها
جز كمی نان و مربا ديده ای؟

از خوشی مُرديم ! جداً مثل ما،
ملتی را توی دنيا ديده ای؟

نیمه شب تا صبح با خرناس دبش
خفته گان را در مقوّا دیده ای؟

فقر در کشور شبیه کیمیاست،!!
عده ای از فقر دولّا دیده ای؟

هیچ کس کاری ندارد باکسی
درمحیط کار، بپّا دیده ای؟

در میان جمعِ از ما بهتران
پاچه ورمالانِ دانا! دیده ای؟

کارگر را بی جهت اخراج با
منطق و قانونِ تیپا ! دیده ای؟

چيز خاصی از هنر در دختران
جز دماغ رو به بالا ديده ای؟!

(بيت قبلی از دهان من پرید
شاعری بی ذوق چون ما ديده ای؟!)

روی تی شرت پسرها واژه ای
دلنشین و با مسما ديده ای؟

زیر باران عاشقانِ چتر را
خیس مثلِ موش خُرما دیده ای؟

شیخِ ما هم، آش را با جاش خورد
اشتهایی اين چنين را ديده ای؟!

«كار هر بز نيست خرمن كوفتن»
اين تویی «خالو» كه (دنياديده ای)!
انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار