کد خبر: ۷۵۹۷۶۶
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۵ 05 July 2019

به گزارش تابناک کرمان، محمدمهدی زاهدی درباره ماجرای وزیر شدنش در دولت اول احمدی‌نژاد می‌گوید: ما را سین‌جیم کردند که اگر وزیر شوید چه کار می‌کنید؟ گفتم خوش‌انصاف‌ها قبل از پرواز از کرمان می‌گفتید که من یک ساعت فکر کنم. دیگر گفتند و برنامه نوشتیم و کم کم اسم ما هم آمد.

ما را سین جیم کردند بعد وزیر شدیم / بطحائی مصمم بود که ۲۰۳۰ را کامل حذف کند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا محمدمهدی زاهدی «نماینده مردم کرمان و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس» مهمان این هفته برنامه دست بود.

وی در این گفتگو درباره کنار گذاشتن «بطحایی» وزیر پیشین آموزش و پرورش، گفت: استعفای بطحایی بخاطر عدم پرداخت مطالبات فرهنگیان بود، نه نامزدی مجلس ضمن آنکه یکی از دلایل کنار کذاشتن بطحایی، مصمم بودنش به حذف سند ۲۰۳۰ بود.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس همچنین درباره عملکرد تیم جدید دانشگاه آزاد، اظهارداشت: هنوز به نقطه مطلوبی که من در ذهن داشتم نرسیدند. امیدوارم بتوانیم راهنمایی کنیم. مثالش هم ساده است؛ سال گذشته در بحث اعلام نتایج گروه پزشکی اشکالات جدی به وجود آمد و تلاطمی ایجاد شد.

انتخابات ۹۸ محور دیگر گفتگو با زاهدی بود، او درباره آرایش مجلس آینده، می‌گوید: من با واژه اصولگرا خیلی موافق نیستم. من فکر می‌کنم رهنمودهای مقام معظم رهبری باید کار شود. جریان ولایی و انقلابی و دلسوز مردم بگوییم، شاید در این طیفی که من می گویم اصلاح‌طلبان هم حضور داشته باشند و طیفی که خارج از آن روحیه هستند؛ این جریان ولایی و انقلابی پیروز میدان هستند.

آنچه پیش رو دارید گفتگو با رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی است:

امسال فکر می‌کنم شما دو سال رئیس کمیسیون بودید و یک سال نبودید و امسال دوباره رئیس کمیسیون شدید.

با امسال ۷ سال می‌شود. من ۴ سال در مجلس قبل بودم و امسال هم ۳ سال بودم.

فقط یک سال پارسال نبودید؟

بله.

که آقای عارف شدند

بله، جناب آقای دکتر عارف شدند.

چطور شد امسال آقای عارف کنار رفتند یا رأی نیاورند؟

دیگه قسمت بود، من شدم.

چه اشکالی دارد که بگویید.

رأی گیری است دیگر، در کمیسیون‌های مجلس رأی گیری می‌شود.

یعنی نامزد شدند؟

قصد داشتند ولی در آخرین لحظات تشریف نیاورند و کس دیگری آمد.

سال آخر مجلس قدری مجلس بی‌حال می‌شود

امیدواریم این طور نشود. برنامه‌ای که هیأت رئیسه مجلس تنظیم کرده، جلساتی را در روز یکشنبه و دوشنبه و سه‌شنبه گذاشته است و کمیسیون‌های کمرنگ شده است، چیز خوبی نیست. امیدواریم این موجب کمرنگی مجلس در تصمیمات نشود.

الان یکشنبه و دوشنبه و سه‌شنبه جلسات علنی است؟

بله. بعد از ظهر یکشنبه کمیسیون‌ها گذاشته شده که خیلی…

فقط یکشنبه بعد از ظهر است؟

بله. این هفته سه‌شنبه بعد از ظهر هم گذاشته‌اند اما چون اکثر نماینده‌ها شهرستانی هستند و می‌خواهند زود به شهرستان برسند کمیسیون‌ها بعدازظهر سه شنبه به آن صورت تشکیل نمی‌شود. یکشنبه‌ها که تشکیل می‌شود عمدتاً باید وزرا دعوت شوند و بیایند و بحث‌های تخصصی است و آنها زمانی است که دولت جلسه دارد. امیدواریم هیأت رئیسه تجدیدنظر کنند.

در فضایی دوباره برای هفتمین سال در این دو مجلس رئیس کمیسیون شدید که یکی از بزرگ‌ترین وزارت‌خانه‌های تحت نظر شما، یعنی وزارت آموزش و پرورش وزیر ندارد و این برای شما چیز مطلوبی نیست. برای کشور هم نیست. اصلاً آقای بطحائی چه شد؟

ما به عنوان مجلس هم برای وزارت علوم و هم وزارت آموزش و پرورش ناراحت هستیم. از روز اولی که جناب آقای دکتر روحانی ریاست جمهوری را قبول کردند و رأی آوردند و تنفیذ شد، ما شاهد هستیم افراد زیادی چه به عنوان سرپرست و وزیر آمدند و رفتند، در این دوره امیدواریم ثبات داشته باشد، ولی اینها ضربه زد به آنجا. شبیه این و شاید بدتر از این در وزارت آموزش و پرورش بود. حساب کنیم چند وزیر آمدند و رفتند.

در دو وزارت خانه‌ای که با جوانان و نسل درست و حسابی و آینده‌ساز ما سروکار دارد.

من می‌خواستم بگویم نسلی که آینده نظام و کشور به این دو نهاد و وزارتخانه بستگی دارد؛ نمی‌خواهم این را باز کنم.

اتفاقاً من می‌خواهم باز کنم. برای آقای بطحائی یک چیزی عنوان شد که سطح وزیر است و تقریباً سطح وزیر و نماینده مجلس یکسان است.

هم‌تراز هستند. من هم باور نکردم؛ یعنی از نظر عقلانی باور نکردم. از نظر فهم و درک سیاسی که یقیناً این حرف را بی‌ربط می‌بینم که یک وزیر کنار برود و بخواهد نماینده بشود. وزیری که نقدا بوده و قدرت داشته است. وزیر اختیارات زیادی در مجلس دارد.

می‌دانید که بنا به قانون اساسی جایی که خلأ قانونی باشد وزیر بخش‌نامه کند به منزله قانون است. من یقین دارم آقای بطحائی به خاطر حضور در صحنه مجلس استعفا نداده است، بلکه مطالبات زیادی بود که فرهنگیان از دولت داشتند و آقای بطحائی اصرار داشت این مطالبات پرداخت شود، اما همکاری با ایشان نداشتند و این عدم همکاری باعث شد که ایشان استعفا بدهد.

مجلس به عنوان جایگاه نظارتی حداقل یک سوال نکرد که آقای دولت چه شده است؟

سوال باید از آقای رئیس‌جمهور بشود. ما انتظار نداشتیم آقای رئیس‌جمهور استعفا را بپذیرد. خود من حتی مصاحبه کردم و از آقای رئیس‌جمهور خواهش کردم با این استعفا مخالفت کند، اما بالاخره آن هم از اختیارات رئیس‌جمهور است.

من درباره گزینه‌ای که سرپرستی آموزش و پرورش گذاشتند هم خیلی از نمایندگان مجلس و جاهای دیگر حرف دارند و اگر بخواهد این گزینه معرفی شود مجلس به ایشان رأی می‌دهند؟

من الان اظهارنظر نمی‌کنم که رأی می‌آورند یا خیر. منتظر هستیم ببینیم آقای رئیس جمهور چه می‌کند. آیا معرفی می‌کند یا خیر.

لابی‌هایی با مجلس شده است؟

لابی قطعاً در جهت رأی اعتماد اگر ایشان معرفی بشود و هم در جهت عدم رأی اعتماد، انجام می‌شود؛ یعنی دو طیف قوی وجود دارند و کار می‌کنند، هم برای اعتمادسازی و هم عدم اعتمادسازی کار می‌کنند. مهم این است که آموزش و پرورش نباید دچار این چالش‌ها شود. الان تابستان است ولی کمتر از سه ماه دیگر مدارس باز می‌شود و مطالبات زیاد فرهنگیان هست. هنوز پاداش پایان خدمت سال ۹۷ داده نشده است. با این وضع گرانی و کاهش ارزش پول ملی، یک معلم بازنشسته شده به این امید که پاداش پایان خدمت خود را خرج عروسی بچه‌اش کند یا جهیزیه بخرد یا خرج درمانش کند یا هر چیزی، بعد به او نمی‌دهند و این ناراحت کننده است.

در کنار آن بیمه تکمیلی‌شان آن طور که باید به آنها برسند نمی‌رسند. وضعیت حق‌التدریس‌ها و پیش دبستانی‌ها و خیلی‌ها که قانون تصویب کردیم هنوز مشخص نیست. ۶۰ هزار نفر معلم و فرهنگی بازنشسته می‌شوند. چه نیروهایی و چگونه و با چه مکانیزمی جایگزین می‌شوند؟ سوالات سختی است. جناب آقای دکتر مهرمحمدی وقتی ریاست دانشگاه فرهنگیان را برعهده گرفت، تقریباً سالی ۳۰ هزار دانشجو آنجا می‌گرفتیم. سال آخر که دو سال قبل ایشان تشریف بردند، به ۳۵۰۰ نفر رسید! خود این را حساب کنید که چقدر برای تربیت معلم مورد نیاز ضربه زده است.

معلم بالاخره باید تأمین بشود یا نشود؟ معلم باید بیاید. شما فرض کنید بودجه نباشد، آیا می‌توانیم دانش‌آموز را بگوییم، مدرسه نرو چون بودجه نیست؟ این حرف منطقی نیست.

الان هم بگویم، کسانی که بچه‌هایشان در مدرسه غیرانتفاعی است کاملاً لمس کرده‌اند؛ موضوع کیفیت بکارگیری معلم‌ها در غیرانتفاعی‌ها مطرح است. واقعاً معلوم نیست با چه سازوکاری است و کلاً رهاشده است.

اولاً خیلی از این مؤسسات غیرانتفاعی واقعاً معلم را استثمار می‌کنند! معلم می‌رود و ۲۴ ساعت در هفته درس می‌دهد و در نهایت به او ۵۰۰ هزار تومان می‌دهند. بیمه‌اش هم نمی‌کنند. یعنی نه بیمه دارد که بگوییم تحت بازنشستگی تأمین اجتماعی است و نه از نظر بیمه سلامت تحت پوشش است و از سویی جوانی این فرد هم می‌رود، پولی هم نمی‌گیرد. شاید اینقدر به اندازه کرایه تاکسی آنها هم نشود.

ظلم می‌شود در حالی که قانون تصویب کردیم که باید حداقل حقوق تأمین اجتماعی را به اینها بدهند. بعد یک کلکی می‌زنند و می‌گوبند یک نفر که در تأمین اجتماعی کارگر است باید مثلاً هفته‌ای ۴۵ ساعت کار کند، شما که ۲۴ ساعت کار می‌کنید و تقریباً نصف آن است، پس باید نصف آن دریافت کنید. در حالی که فول تایم مدرس ه ۲۴ ساعته است. نمی‌توانیم به این بگوییم باید ۴۸ ساعت درس بدهید، این منطق غلطی است.

من به عنوان رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات عرض می‌کنم که در این زمینه کار نکرده است و باید ساماندهی شود و گلایه داریم. اینها باید قیامت جواب بدهند. این استثمار است و معلم با چه انگیزه‌ای سر کلاس به خوبی تدریس کند؟ اتفاقاً خیلی از پدران و مادران شاید هنوز ندانند، من به صراحت بیان می‌کنم که بسیاری از مدارس دولتی ما از نظر کیفیت بهتر از برخی مدارس غیرانتفاعی هستند اما چون عادت کرده‌ایم بگوییم غیرانتفاعی‌ها خوب هستند این را انتخاب می‌کنیم. غیرانتفاعی‌های خوب هم داریم و خوب هم شهریه می‌گیرند؛ تا ۳۰ میلیون هم شهریه گرفته می‌شود، حتی در ابتدایی در همین تهران جاهایی را داریم که ۲۰ میلیون شهریه می‌گیرند.

اینکه در قیامت باید پاسخگو باشند، حرف درستی است ولی به مجلس و نظارت مجلس هم برمی‌گردد. نظارت مجلس چه می‌شود؟ نظارت کمیسیون چه می‌شود؟

قبول دارم. ما هم کاهلی کردیم، امیدوارم کاهلی‌ها را جبران کنیم.

آخر می‌گویند جبران نمی‌شود، چون خیلی از امتیازهای مدارس غیرانتفاعی را نمایندگان مجلس دارند.

امیدواریم در کمیسیون ما این پیام را بگیرند که با قاطعیت این را دنبال می‌کنیم چون خود من همین هفته گفتم و دو بار دیگر هم گفته بودم. به آقای بطحائی هم گفته بودم و ایشان به من قول داده بود که ساماندهی کند.

یکی از مسائل مهمی که گفتید بحث کنکور است. یکی از چیزهایی که در صحبت‌های شما می‌خواندم این بود که کنکور تا زمانی که بر اساس امتیازات علمی در دوران متوسطه به معنای واقعی شکل نگیرد، کنکور دردسر می‌شود که استرس آن برای خانواده‌ها و دانش‌آموزان است و آنچنان مزیتی هم ندارد. الان که خیلی از ظرفیت‌های ما خالی است.

در اینکه کنکور باید فسق شود فکر می‌کنم همه کسانی که در حوزه سنجش کار می‌کنند متفق‌القول هستند. مشکل کار این است چه چیزی جایگزین کنکور شود؟ ما در قانونی که در مجلس تصویب کردیم، گفتیم باید آزمون‌های استاندارد وزارت آموزش و پرورش جایگزین آن شود. در قانون سال ۹۱ یا ۹۲ که عملیاتی شد، گفتیم تا پایان سال ۹۷ که می‌شود آزمونی که امسال خواهیم گرفت، باید ۸۵ درصد دانش‌آموزان بر اساس سابقه تحصیلی پذیرش شوند؛ این اتفاق امسال رخ می‌دهد. این ۸۵ درصد شامل دانشگاه آزاد، پیام نور، برخی از دانشگاه‌های دولتی در برخی رشته‌ها می‌شود، غیرانتفاعی‌ها هم شامل می‌شود و در مجموع ۸۵ درصد اتفاق می‌افتد.

مشکل عمده در بحث رشته‌های پرطرفدار است؛ مثلاً فرض کنید پزشکی تهران، پزشکی شهید بهشتی، برق تهران، برق امیرکبیر، برق شریف، حقوق تهران و غیره است. ممکن است کسانی که برای این رشته‌ها درخواست می‌کنند به میزان دو سه برابر ظرفیت آنجا، افراد با شرایط مساوی باشند. این به چه معنی است؟ مثلاً پزشکی تهران می‌گوید ظرفیت من ۱۰۰ نفر است. کسانی که داوطلب آن می‌شوند – بر اساس سابقه تحصیلی عرض می‌کنم – ممکن است ۳۰۰ نفر همه معدل ۲۰ داشته باشند.

اینجا یک مشکلی ایجاد می‌شود که باید یک مکانیزم دیگری انتخاب کرد که از بین ۳۰۰ نفر ۱۰۰ نفر بیرون بیایند که در اینجا قانون را اصلاح می‌کنیم که می‌خواهیم پیشنهاد بدهیم به دانشگاه مربوطه اختیار داده بشود و خودش آزمونی از بین اینها برگزار کند و با آن آزمونی که برگزار می‌کند و حتی اگر نیاز به مصاحبه باشد، برگزار کند؛ چون ممکن است برخی رشته‌ها نیاز به مصاحبه هم داشته باشد. از بین آن تعداد ۱۰۰ نفر مورد نیاز خودش را تأمین کند.

به این مجلس که قطعاً نمی‌رسد و به مجلس بعدی است.

امیدواریم در همین مجلس انجام شود. مصمم هستیم در همین مجلس انجام شود.

اگر انجام شود که خیلی عالی است. آن مافیای ده هزار میلیارد تومانی که سود کلان کنکور است چقدر فشار خواهد آورد در این قضیه؟

مطمئناً از در نشد از پنجره می‌آیند، آنها ممکن است دست به کارهای دیگری بزنند مثلاً بگویند کلاس‌های فوق‌العاده برگزار می‌کنیم برای اینکه می‌خواهیم تست‌زنی را کنار بگذاریم و چیزهای دیگری بیاوریم. سال ۸۷ مجلس رفتیم و اولین بار قانون تصویب کردیم. قانون حذف کنکور را آن زمان تصویب کردیم. خود من هم مصر بودم. قرار بود آموزش و پرورش ظرف ۵ سال آزمون استاندارد را برگزار کند.

آیا این سوال تداعی نمی‌شود که ممکن است برخی از اینها حتی نفوذ در بدنه آموزش و پرورش داشته باشند؟ نمی‌گویم باج و رشوه داده باشند، نفوذ از نظر تفکری است.

نفوذ از نظر تصمیم‌سازی است.

بله. سیاستگذاری و یا مثلاً توجیح کنند این کار به مصلحت نیست و اجازه دهید یواش یواش جلو برویم و ببینیم چطور می‌شود. این مجلس می‌رود و زاهدی‌ها نیستند و کسان دیگری می‌آیند و بتوانیم با آنها صحبت کرد. من این را بعید نمی‌دانم که این اتفاقات افتاده است والا نباید ۱۱ سال طول بکشد که این سه سال آخر تحصیل آزمون‌های استاندارد برگزار شود.

در مورد سند ۲۰۳۰ هم خیلی مطالب جالبی گفتید.

خیلی چیزها می‌گوئیم ولی معلوم نیست جالب باشد. (می‌خندد)

جالب از این جهت که قابل باز کردن است. اینکه جریان نفوذ در آموزش و پرورش در حال کار برای این ۲۰۳۰ است کما اینکه حضرت آقا گفتند و دولت تصویب کرد که ۲۰۳۰ باید متوقف شود ولی در برخی نقاط داریم می‌بینیم.

من به صورت نقطه‌ای این را تعبیر کردم. گفتم به صورت رسمی سند ۲۰۳۰ واقعاً اجر نمی‌شود، در پرانتز یک جمله‌ای بگویم، با توجه به اولین سوال شما که بیان کردید؛ استنباط من این است که یکی از دلایلی که آقای بطحائی کنار گذاشته شد، او مصمم بود که ۲۰۳۰ را کامل حذف کند و برخی‌ها شاید این را برنمی‌تابیدند.

آقای دکتر، به صورت نقطه‌ای سهواً وجود دارد یا هدایت‌شده وجود دارد؟

یک جایی سهواً است و می‌توان گفت هر دو است. مثال بزنم؛ فرض کنید مدیر یک دبیرستان یک مراسم جشنی می‌خواهد برگزار کند. در مدرسه دخترانه رقص و آوازی را اجرا می‌کند، در مهد کودک‌ها که اصلاً مد شده و جشن‌ها همه اکثراً این طور است. به نظرم برداشت آنها این‌طور باشد؛ این نیست که آنها مُصر باشد که ۲۰۳۰ اجرا شود. باید هدایت شود، باید نظارت شود و باید تذکر داده شود که این گونه درست نیست.

اما یک جاهایی به عقیده من هدایت شده است. اسم کتاب را نمی‌برم؛ یک کتابی اخیراً به من نشان دادند، کتاب درسی است، برای اول دبیرستان است. در این کتاب این طور مطلب بود که اگر می‌خواهید آرامش پیدا کنید موسیقی گوش کنید، دانشمندان تحقیق کردند که موسیقی می‌تواند ۶۸ درصد آرامش به شما بدهد، در حالی که دعا و نیایش این چنین نیست؛ آنها سی و اندی درصد است. در یک کتاب درسی این عنوان شده است. ترویج توجه به موسیقی و دوری از دعا و نیایش است.

در کتاب درسی خود ما است؟

بله. حالا من نمی‌گویم سال چندم و چطوری است. هفته قبل از استعفای آقای بطحائی بود. من این را نشان آقای بطحائی دادم؛ این برادر عزیز سرش را پایین انداخت و گفت آقای دکتر آبروی ما را نبر. خجالت می‌کشم چطور در سیستمی که من وزیر هستم این اتفاق افتاده است! ایشان قول داد با این برخورد کند و من یقین دارم حتماً دستوری داده است. من این را اتفاقی نمی‌دانم.

در آن بحث «ساسی مانکن» هم که سه مدیر مدرسه برکنار شدند.

بله. جالب است که در یکی از