غلامحسین رضایی – نقاش
کد خبر: ۷۹۵۱۸۱
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۵ 07 November 2019

عالم همه در طواف عشق است معشوقه بُوَد خدای عالم
بیدرد کسی که نیست عاشق عشق است که شد دوای عالم
این عشق تجسمش حسین(ع) است عشقی که زمان نمی شناسد
بشکفته به کربلای دیروز گفتا که مکان نمی شناسد
عشقی که بلای عاشقان شد (هابیل) بلاکش نخستین
تلخ است بلای اهل دنیا بر عاشق حق بلاست شیرین
بنگر تو به رویش جوانه عشقش بُوَد اینکه تا شود گل
صد گونه بلا به جان خرد تا بر سر بزند گل تکامل
(فرهاد) که (کوه بیستون) کند با قدرت عشق تیشه می زد
اندر دل خاک سرد دانه با گرمی عشق ریشه می زد
عشق است که از کمان (لیلی) زد تیر به روزگار (مجنون)
شد شهره ی خاص و عام و عالم این قصه ی ماندگار مجنون
هر ذره که آفریده خالق زیبایی خاص خویش دارد
زیباتر و خوشترین بُوَد عشق کز لطف یگانه بیش دارد
از عشق طلب مکن جدایی پیوند قلوب کار عشق است
از تفرقه و نفاق بیزار وحدت با خدا شعار عشق است
عاشق بنهاده سجده بر عشق عشقی که خود (عشق آفرین) است
در کعبه ی دل حضور دارد که (عشق به حق) اصول دین است
یارب بده دست دل به (نقاش) تا چنگ زند به دامن عشق
هم چشم دل و بصیرتی ناب تا سر بنهد به باطن عشق
اکسیژن زندگی بُوَد عشق بی عشق حیات ما ممات است
جانم به فدای رویش عشق عشق است که مایه ی حیات است

انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار