کد خبر: ۸۱۸۸۹۳
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۴:۳۶ 31 January 2020

شما که غریبه نیستید ، مبلغ دویست هزار تومانی یا دویست و خُرده ای سهم خانواده ی پنج نفره ما واریز نشد. این مبلغ قرار بود به عنوان بسته معیشتی به حساب مان واریز شود. پس از گران شدن بنزین تنها امید ِ ما زیر خط فقری ها بعد از خدا به همین بسته بود! به همین دلیل اعتراض شدیدالحن خودمان را از طریق ثبت نام در سایت مربوطه به اطلاع مسوولان ذی‌ربط رساندیم. پیامکی نیز با این مضمون برای مان ارسال کردند که موضوع در دست بررسی است.
در نهایت از دوستان شنیدیم که گفته اند بعد از یک ماه دیگر بررسی و نتیجه اعلام می شود.
ولی در مدت یاد شده نه چیزی اعلام شد و نه مبلغی را واریز کردند. گفتیم شاید اشتباهی صورت گرفته باشد!
یک ماه دیگر هم دندان روی جگر گذاشتیم اما باز هم نشد.
چند روز قبل همین طوری داشتم با خودم مثل دیوانه ها صحبت می کردم و می گفتم که همسایه ی ما آقاحجت هم بازاری است و هم ملک و املاکش ده برابر ماست ولی همان مرحله ی اول به حساب شان واریز شد. خیلی یواش تر گفتم، اکثر فامیلهای تاجرمان ماشاالله هزار ماشاالله مبلغ یادشده بدون دردسر به حساب شان واریز شد.
در این لحظه همکارم که طبق معمول تمامی ِ صحبتها و حتی مکالمات تلفنی بنده را شنود می کند، گفت:" ما اعتراض کردیم، شما هم در فلان سایت مجدداً اعتراض کنید." گفتم:" خب، شما که اعتراض کردید، بالاخره به حسابتون واریز شد؟" گفت:" خیر، در عوض در سایت مربوطه نوشته بودند، شما به اتفاق همسرتان ماهیانه ۳ میلیون و ۵۰۰ هزارتومان حقوق می گیرید و یک خودرو هم به نام همسرتان است و یک قطعه زمین هم در روستا به نام خودتان است و اگر یک بار دیگر اعتراض کنید یارانه ی شما نیز قطع خواهد شد!" کمی از این جواب تهدید آمیز جا خوردم و گفتم:" خب، مجدداً اعتراض نکردید؟" گفت:" عمرا! مگه مغز خر خوردیم!".
اما بین خودمان باشد این بار بنده در سایتی که همکارم نشانی اش را محبت کردند، مجددا به نتیجه ی درخواست بسته ی حمایت معیشتی اعتراض کردم. چرا که انسان نباید نا امید شود. شاعر هم می فرماید:" خدا گر ز حکمت ببندد دری/ ز رحمت گشاید در ِ دیگری...!". ولی باز هم پیامک مربوطه برایمان ارسال نشد و در سایت هم چیزی ننوشته بودند. ظاهرا به ما که رسیده یا کفگیرشان به ته دیگ خورده ؛ یا پاک فراموش کرده اند یا خودشان را به ندانستن زده اند! نمی دانیم الله و اعلم. شاید هم از بس ملک و املاک و ثروت مان زیاد است ، هنوز مشغول حساب و کتاب هستند!".
چند روزی از این موضوع گذشته بود ولی کماکان در شوک آن پیام تهدیدآمیز مسوولان امر بودم که برای همکارم ارسال شده بود تا این که شب گذشته بالاخره پیامک رسید. البته درخواب. یعنی خواب دیدم پیامک یاد شده را ارسال کرده اند. در پیامک ارسالی نوشته بودند به سایت مربوطه مراجعه کنید. بی صبرانه پشت کامپیوتر جلوس فرمودیم. چند باری طبق معمول اینترنت قطع و وصل شد تا این که پس از یکی دو ساعت بالاخره موفق شدیم وارد سایت مزبور شویم. ولی چشم تان روز بد نبیند، دیدیم نوشته اند:" شما علاوه بر ماشین ، یکدستگاه موتورسیکلت و فرزندت افشین نیز یک دستگاه دوچرخه دارد. طبق بررسی های ما شما روزهای جمعه هر هفته ماهی شیر و پلو می خورید. هفته گذشته از بازار روز نیم کیلو پسته و ۴۰۰ گرم گردو خریده اید. همسرت به تازگی یک مانتوی گران قیمت خریده است. دخترت یسنا نیز پس از بررسی های دقیق ما مشخص شد در مدرسه ی غیرانتفاعی ثبت نام کرده اید. علاوه بر اینها آن فرش دوازده متری که داخل هال خانه‌ی شماست ، می‌دانید الان چه قیمتی است؟! تازه این کامپیوتری که پشتش نشسته ای می دانید چقدر گران شده است؟!
اینها همه یک طرف ، آن ادکلن زنانه‌ی گران قیمتی که روز گذشته از بازار مسگری‌ها خریدی، بنویسیم به چه کسی کادو دادید؟! آیا همسرتان از این موضوع اطلاع دارد؟!"
با دیدن ِ این جواب دندان شکن ، در حالی که دهان مان به اندازه ی دهان اسب آبی همین طوری (تصویری) باز مانده بود، یواشکی کامپیوتر را خاموش کرده و دم‌مان را روی کول مان گذاشته و رفتیم پی کارمان!

انتهای پیام/*

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار